ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1524

سفرنامه شاردن ( فارسى )

بوده‌اند . زن ، طبيب حرمسراى شاه بود ، و چون عمر شوهرش از هفتاد سال درگذشته بود به وى اجازه دادند براى درمان كردن چند تن از زنان حرمسرا كه به بيماريهاى سخت گرفتار آمده بودند به حرمسرا درآيد . زيرا به سبب كبرسن از او بيمى در ميان نبود . اما زن وى پس از روزى چند دريافت كه زنان بيمار حرم براى درمان خويش به شوهرش مراجعه مىكنند ، و تنها از دستورات وى پيروى مىكنند و به او نمىپردازند ، و نزديك است اعتبار او از ميان برود . چاره‌گرى را روزى به شاه گفت كه شوهرش به تازگى كنيز هيجده ساله‌اى را حامله كرده است . از آن زمان به اين طبيب عمر - پيموده اجازهء ورود به حرمسرا ندادند . پل در آن سوى حوض هفتم است ، و باغهايى كه در محلّ تقاطع پل و خيابان واقعند باغ قوشخانهء شاه و باغ شيران شاه مىباشند . مفتول قفس قوشهاى شاه همه از طلاست و در اطراف باغ شيران راههاييست كه هنگام كاهش آب رودخانه بدان جا مىرسد . در كنارهاى دو سوى راست و چپ سدّى است طولانى كه به حومهء شهر مىپيوندد . سدّ طرف راست خوش منظرتر است ، و بر كنارش خانه‌هاى اكابر و اعاظم شهر بنا شده ، و هر يك آنها درهاى بزرگ ، باغهاى وسيع و باصفا و كلاه فرنگيهاى زيبا دارد . از جمله اين بناها كاخ ميرشكارباشى ، قصر تفنگچى آقاسى و باغ قوشخانه است كه مرغان شكارى شاه در آن نگهدارى و تربيت مىشوند . در فصل تابستان وقتى آب رودخانه كاسته مىشود و فرو مىنشيند هر روز به گاه عصر نجيب زادگان جوان براى ورزش كردن به آن‌جا مىآيند ، و مردم براى اين‌كه اسبان و استران خود را به تند رفتارى عادت دهند ، در آن‌جا بر آنها سوار مىشوند و مىتازند . هر سال مدّت نه ماه اين خيابان به راستى خوش منظر ، باصفا ، و سرسبز و خرم و براى گردش كردن عصرها كاملا مناسب و مساعد است . در طول اين ماهها زمين و باغچه‌ها را آب پاشى مىكنند و روى حوضها را غرق گل مىسازند . روى سكوهاى كوتاه جلو درها را فرش مىكنند ، بر آن مىنشينند ، و به كشيدن قليان مشغول مىشوند . بعضى از افراد محتشم نيز با اسب در خيابان رفت و آمد و گردش مىكنند . اين خيابان را چهارباغ مىگويند ، زيرا در زمانهاى گذشته در اين محل چهار باغ وقفى وجود داشته است . هنگامى كه شاه عباس بزرگ به احداث اين خيابان آغاز نهاد اين باغها را تا هميشه اجاره كرد و هر سال دويست تومان اجارهء آنها را مىپرداخت . شاه چندان به ساختن و آباد كردن اين خيابان علاقه داشت كه اجازه نمىداد بىحضور وى يك